صفحه اصلی > سیاسی : شخصیت‌های لیبرال در ایران

شخصیت‌های لیبرال در ایران

رجال شناس تاریخ معاصر

┄┄┄┄┄❅✾❅┄┄┄┄┄

🔹 از زمان تاسیس نهضت آزادی (اردیبهشت ۱۳۴۰) سه جریان متضاد در درون آن شکل می‌گیرد. یک جریان آقای مهندس بازرگان و دکتر سحابی هستند با آن تفکری که به آن اشاره کردیم و بعداً بیشتر خواهیم گفت. جریان دوم آقایان حسن نزیه، عباس رادنیا، رحیم عطایی و برادرش، عباس امیر انتظام و… . در این جریان افرادی مانند آقای رادنیا اهل نماز بودند اما مانند آقای بازرگان فعالیت مذهبی فعال نداشتند. اما افرادی مانند رحیم عطایی، حسن نزیه، عباس امیر انتظام و… اصلا مذهبی نبودند. به نوعی ملی سوسیالیسم بودند که حسن نزیه بعدها هم همین رویه را ادامه داد. صحبت های وی علیه اسلام و دین پس از پیروزی انقلاب اسلامی در جایگاه وزیر نفت!! عباس امیرانتظام با اینکه جزو موسس نهضت نبود اما در ذیل حرکت رحیم عطایی قرار می‌گرفت.

 

جریان سوم جریان آیت الله سید محمود طالقانی است. از اینکه ایشان عضو نهضت آزادی باشد، بعید و غیر ممکن به نظر می‌آید. سه جلد کتاب «آیت الله طالقانی به روایت اسناد ساواک» را اگر از ابتدا تا انتها مطالعه نمایید هیچ اثری که نشان‌گر عضویت ایشان در نهضت آزادی باشد را نمی توانید پیدا کنید. حتی در یکی از گزارش‌های ساواک آمده که از آیت‌الله طالقانی در این زمینه سوال می‌شود‌ که در جواب می‌گویند: من عضو نهضت آزادی نیستم اما اعضای آن سوالات مذهبی‌شان را از من می‌پرسند. حتی در پیامی هم که برای تاسیس نهضت آزادی ارسال می‌کنند، صحبت از عضویت ایشان نیست. در آنجا می‌نویسند که عده‌ای از افراد مذهبی یک تشکیلاتی درست کرده‌اند؛ من در محضر اجداد مطهرم شرمنده‌ام که برای اسلام و دین کاری نکردم، امیدواریم که شما خدماتی بکنید. بعد ادامه می‌دهند که : مواظب باشید تا دشمن در میان شما نفوذ نکند. یک بیانیه هم آیت الله سیدرضا زنجانی که از اعضای جبهه ملی است، صادر می‌کنند.

 

افراد حاضر در جریان فکری آیت الله طالقانی به دلیل اینکه مسجد هدایت آن روزها برای خودش پایگاهی بود و در کنار ایشان که می‌آیند به نهضت هم می‌پیوستند. افرادی مانند شهید دکتر مصطفی چمران، دکتر عباس شیبانی، مهندس عزت الله سحابی(البته این مهندس سحابی سال چهل است که داریم صحبت می‌کنیم. یعنی باز روند فکری و تفکرات افراد را در نظر داشته باشید) جلال‌الدین فارسی، شهید محمدعلی رجایی، سیدمحمدمهدی جعفری و… که اینها بیشتر افراد متدین مذهبی سیاسی بودند و به دنبال حاکمیت دین بودند. مثلا اگر آثار جلال‌الدین فارسی و یا آثار دکتر سیدمحمدمهدی جعفری را مطالعه کنید و یا کارنامه شهید محمدعلی رجایی، شهید مصطفی چمران، دکتر سیدمحمد مهدی جعفری و دکتر شیبانی را نگاه بیندازید عموما در طیف مبانی فکری آیت الله طالقانی می‌گنجند و بیشتر تحت تاثیر ایشان قرار می‌گیرند.

 

هنوز یکسال از جریان نگذشته که رهبران آن بازداشت و راهی زندان می‌شوند. از جمله دکتر سحابی، رادنیا، مهندس بازرگان و آیت الله طالقانی. البته خبری از بازداشت امثال حسن نزیه، رحیم عطایی و… نیست. به هر صورت نهضت در این زمان به دست عده‌ای از جوانانی مانند جلال‌الدین فارسی که انقلابی‌تر بودند، می‌افتد. آنها بیانیه‌هایی صادر می‌کنند با این عنوان که «دیکتاتور خون می‌ریزد». این بیانیه‌ها با مرام‌نامه نهضت آزادی همخوانی و هماهنگی نداشت. با قتل عام پانزده خرداد و بسته شدن جامعه و سیطره جریان مذهبی بر فعالیت‌های انقلابی و بعد هم تبعید حضرت امام، از نهضت آزادی تنها یک نام تا سال ۱۳۵۶ باقی می‌ماند. آنچه در اروپا و آمریکا به نام نهضت آزادی منتشر می‌شود نه با اساسنامه نهضت مطابقت داشت و نه با نگرش آقای مهندس بازرگان..

دیدگاهتان را بنویسید