صفحه اصلی > پست مهم و سیاسی : دهه‌ی ۹۰؛ شکست پروژه‌ی انقلاب مخملی و براندازی

دهه‌ی ۹۰؛ شکست پروژه‌ی انقلاب مخملی و براندازی

دیدگاه‌ها و چشم‌انداز/
دهه‌ی ۹۰؛ شکست پروژه‌ی انقلاب مخملی و براندازی
باز یادآوری و تبیین یک دهه تلاش سازمان‌یافته جریانات چپ و غرب‌گرا برای براندازی نظام ج ا ایران
دکتر سعید عبدالملکی؛
یادداشت تحلیلی روز
بخش ۱
مرحله‌ی تضعیف روحیه
مرحله اول انقلاب مخملی و براندازی، تضعیف روحیه می‌باشد که در این مرحله تمام ارزش‌ها، عزت‌نفس ملی و نگرش‌های جامعه با ابهام، شک و تضعیف مواجه می‌شوند به‌گونه‌ای که کل ساختار اجتماعی، فرهنگی و سیاسی در هم می‌شکنند و سرمایه‌های روانی و اجتماعی تخریب و به حداقل ممکن کاهش می یابند.
خاستگاه‌ها، ابزارها، مصادیق و تداوم
هدفمندسازی یارانه‌ها، رفاه نسبی و شکل‌گیری طبقه متوسط از یک سو و نفوذ حکمرانی مجازی غرب از دیگر سو در اواخر دهه‌ی ۱۳۸۰ موجب شکل‌گیری مطالبات جامعه مدنی شد که شعله‌های اولیه آن در فتنه ۸۸ نمود و ظهور یافت.
اما آنچه حائز اهمیت است به‌کارگیری مدل انقلاب‌های رنگی کشورهای اروپای شرقی و بهار عربی(بیداری اسلامی) در آن شرایط بود که توسط سازمان سیا در نیم‌قرن گذشته در کشورهای مخالف و غیرهمسو پیاده شده بود و به کمک عناصر و نفوذی‌های خود نسخه عملیاتی براندازی و کودتای مخملی را ابتدا در فتنه ۸۸ و سپس در سراسر دهه‌ی ۹۰ اجرا کرد.
پروتکل‌های سازمان سیا برای انقلاب رنگی و براندازی به‌گونه‌ای است که معادلات و محاسبات کشور هدف دستخوش تغییر می‌شوند و مرز بین حقیقت و دروغ و توهم و واقعیت چنان باریک می‌شود که جامعه هدف، دشمن را دشمن نمی‌داند به‌طوری‌که بدون شلیک حتی یک گلوله می‌توان ذهن و نگرش مردم را به‌گونه‌ای تغییر داد که نه‌تنها دشمن قسم‌خورده خود را دشمن به‌حساب نمی‌آورند بلکه ارزش‌ها و راهبردهای او را به‌منزله‌ی جایگزین برای حکومت مستقر در کشور خود بدانند. این روش ابتدا با تغییر نگرش صورت می‌گیرد و تغییر نگرش از طریق پروپاگاندای رسانه‌ای انجام می‌شود. که شامل چهار مرحله می‌باشد: ۱.تضعیف روحیه ۲.بی‌ثبات‌سازی ۳.بحران و ۴.عادی‌سازی
مرحله‌ی اول براندازی؛ تضعیف روحیه
تضعیف روحیه ۳ شاخص دارد:
۱.شناسایی جریان‌های مخالف درون کشور هدف ۲.تقویت آن‌ها و سرمایه‌گذاری بر آن‌ها ۳.سوءاستفاده و ابزارسازی از آن‌ها علیه کشور خودشان
تخریب ۶ سنگر
در تضعیف روحیه ۶ سنگر باید توسط توپخانه دشمن تخریب شوند: سنگر اول؛ دین(ترویج سکولاریسم، پلورالیسم و اباحه‌گرایی). سنگر دوم؛ آموزش(مدارس و دانشگاه‌ها درگیر حاشیه، روزمرگی و سیاست زدگی می‌شوند. آموزش سبک زندگی غربی، آموزش شهروندی و آموزش جامعه مدنی). سنگر سوم؛ بی‌اعتبار سازی نهادی‌های رسمی و مشروع(زیرآب زنی و اغراق از نقاط ضعف از طریق رسانه‌ها و تبلیغات، رسانه‌ای کردن فیش‌های حقوقی نجومی، القای فساد سازمان‌یافته و … ). سنگر چهارم؛ تمرکز بر عاملیت زنان و کارگران و تقویت و تحریک آن‌ها به فمینیسم و اغتشاشگری. سنگر پنجم؛ امنیت(حاکم کردن هرج‌ومرج و بی‌نظمی، آسیب‌های اجتماعی، قتل، دزدی، ناامنی، وندالیسم و …). سنگر ششم؛ قانون‌شکنی(تمرد و سرکشی از قانون، حاکم شدن رویکردهای نئولیبرالی و عدم نظارت دولت بر بازار و گران‌فروشی و کشف حجاب و …).
مرحله تضعیف روحیه طولانی‌ترین مرحله براندازی است و یک پروسه ۱۵ تا ۲۰ ساله است. در این مدت یک نسل دگراندیش و مخالف تربیت می‌شود باارزش‌ها، نگرش‌ها، سبک زندگی و شخصیت متفاوت چیزی شبیه دهه‌ی هشتادی هایی که در فضای مجازی و آموزش سند ۲۰۳۰ تربیت شدند و در جریان اغتشاشات ۱۴۰۱ حضور فعال داشتند و تهی از هرگونه تفکر، هویت و گفتمان بودند.
تضعیف روحیه از سال ۱۳۸۸ به‌صورت هدفمند کلید خورده و در سال ۱۳۹۶ به‌صورت جهشی اوج گرفته است و از نیمه دوم سال ۱۴۰۰ به‌مرور خاموش شده است.
زمینه‌سازی اولیه برای تضعیف روحیه با تأسیس شبکه‌های تلویزیونی و فضای مجازی مثل شبکه جم در سال ۱۳۸۴ و تأسیس بی‌بی‌سی فارسی در سال ۱۳۸۷ و تلویزیون من و تو در سال ۱۳۸۹ و ایران اینترنشنال در سال ۱۳۹۶ و شبکه‌های اجتماعی مثل تلگرام و اینستاگرام و تولید محتوای ضدفرهنگی که هدف عمده‌ی آن‌ها تخریب هویت ملی و دینی، خطای محاسباتی در مسئولان کشور، تضعیف نهاد خانواده، آندلس سازی، تابوشکنی و … بوده است.
۲۸ فروردین ماه ۱۴۰۲

بخش ۲
ادامه‌ی مرحله‌ی تضعیف روحیه
مصادیق تضعیف روحیه(رخدادهای دهه‌ی ۹۰)
۱.انتخاب حسن روحانی به‌عنوان رئیس‌جمهور (عقبه فکری و رفتار سیاسی و حمایت سلبریتی ها، چپ‌ها، لیبرال ها و غرب‌گرایان از او) (۱۳۹۲)
۲.جذب و مهاجرت سلبریتی ها، هنرمندان و روزنامه‌نگاران دگراندیش توسط کشورهای غربی
۳.اجرای طرح «آزادی‌های یواشکی» توسط مسیح علی نژاد در بستر فضای مجازی(فیس بوک) به‌منظور آماده‌سازی و توانمندسازی ذهنی و روانی و عملیاتی زنان برای گفتگو و تبادل‌نظر زنان بی‌حجاب و ارائه روایت‌هایشان از تجربه حجاب و کشف حجاب، برداشتن روسری و تهیه فیلم و عکس از آن و به اشتراک‌گذاری در شبکه‌های اجتماعی مثل فیس بوک به‌صورت یواشکی و به‌دوراز چشم عموم و دستگاه‌های نظارتی (۱۳۹۳)
۴. کلید خوردن رابطه با آمریکا و امضاء برجام (۱۳۹۴)
۵.دفن هسته‌ای(بتن‌ریزی در قلب راکتور اراک و نصب دوربین‌های نظارتی آژانس(۱۳۹۴)
۶.رسانه‌ای کردن فیش‌های حقوقی نجومی به‌منظور تضعیف نظام و بدبین کردن مردم(۱۳۹۵)
۷.اجرای سند ۲۰۳۰ یونسکو(آموزش جنسی به کودکان، حذف الگوهای اسلامی، اختلاط مراکز آموزشی، ملاحظه هم‌جنس‌گرایان و ….)(۱۳۹۵)
۸.انفجار ساختمان پلاسکو و عدم مسئولیت‌پذیری دولت (دی ۱۳۹۵)
۹.حمله داعش به مجلس و عدم مسئولیت‌پذیری دولت (خرداد ۱۳۹۶)
۱۰.غرق شدن نفت‌کش سانچی و عدم مسئولیت‌پذیری دولت (دی ۱۳۹۶)
۱۱.اجرای طرح «چهارشنبه‌های سفید» و حضور زنان با روسری‌های سفید در مکان‌های عمومی و اجرای طرح کارزار مبارزه با «حجاب اجباری» (۱۳۹۶)
۱۲.اجرای پروژه «دختران خیابان انقلاب» و «نه به حجاب اجباری»(۱۳۹۶)
۱۳.گسترش اینترنت پرسرعت گوشی تلفن همراه تا عمق روستاها به‌منظور تهیه زیرساخت برای گسترش شبکه‌های اجتماعی و تولید و ارائه خوراک مدنظر و شستشوی مغزی مردم(۱۳۹۴ تا ۱۳۹۹)
۱۴.ایجاد نارضایتی در مردم و زمینه سازی برای اغتشاشات دی‌ماه ۱۳۹۶
۱۵.تأسیس شبکه تلویزیونی ایران اینترنشنال بعد از انتخابات ریاست جمهوری (۱۳۹۶)
۱۶.افشای فساد در قوه قضائیه(اکبر طبری و … ) (۱۳۹۷)
۱۷.بحران ارزی و پائین آمدن ارزش پول ملی (جهش نرخ ارز و گران شدن طلا و …) (۱۳۹۷)
۱۸.فشار حداکثری دولت ترامپ و تحریم‌های فلج‌کننده
۱۹.خروج ترامپ از برجام
۲۰.انحلال معاونت پرورشی مدارس (۱۳۹۷)
۲۱.شوک بنزینی و تمسخر مردم توسط حسن روحانی که منجر به اغتشاشات آبان ماه شد (۱۳۹۸)
۲۲.شهادت سردار سلیمانی (دی ۱۳۹۸)
۲۳.ماجرای هواپیمای اوکراینی (دی ۱۳۹۸)
۲۴.شروع بیماری کرونا و اجرای طرح فاصله فیزیکی و کوچ دادن اجباری مردم به فضای مجازی ۱۳۹۸
۲۵.شبهه افکنی دولت در مورد بودجه نهادهای مذهبی، فرهنگی و نظامی به‌منظور بحران مشروعیت(۱۳۹۹)
سایر رخدادهای ناگوار که بعضاً نقش قوه مجریه در آن محرز است:
۱.شروع بحران خشک‌سالی و خشک شدن دریاچه ارومیه و عدم مدیریت بحران توسط دولت
۲.ناکارآمدی مجلس نهم و دهم ( انتقاد نمایندگان از نظام و تحسین آمریکا و غرب به‌جای تلاش برای حل مسائل کشور و سلفی گرفتن با موگرینی و بازتاب آن در جامعه)
۳.سوء مدیریت و ناکارآمدی تعمدی دولت و ایجاد نارضایتی در مردم مثل تمسخر مسکن مهر توسط وزیر راه و شهرسازی وقت(آخوندی) و عدم ساخت مسکن، عدم نظارت بر بازار و دامن زدن به تورم و گرانی
۴.توسعه کافی‌شاپ‌ها و زیست کافی‌شاپی(ترویج همباشی، طلاق، مواد مخدر و شکل‌گیری بهمن آسیب‌های اجتماعی)
۵.اختصاص ارز ۴۲۰۰ تومانی به واردات غذای سگ و گربه توسط دولت
۶.برهنه شدن بازیگران مهاجرت کرده مثل گلشیفته فراهانی و ریحانه پارسا و …
۷.تولیدات ضد فرهنگی و مبتذل (نمایش خانگی، سینما، کتاب و … )، با محتوای ضد فرهنگی و ترویج سبک زندگی غربی، روان‌شناسی زرد، عرفان‌های کاذب، تقویت فردگرایی و تقویت امیال فمینیستی
۸.رفتار دوگانه و سبک زندگی نامتعارف و غربی سلبریتی ها مثل طلاق، سگ گردانی تابعیت دوگانه و فرزند آوری در خارج از کشور
۹.مالباختگی اقشار مردم در مؤسسات مالی و اعتباری و …
۱۰.ضرر سنگین برخی مردم در بورس(۱۳۹۹ و ۱۴۰۰)
۱۱.نفوذ جاسوس خبرنگاران در بدنه دولت و دسترسی دادن به آن‌ها
۱۲.فساد حسین فریدون(برادر رئیس‌جمهور)
۱۳.پیوستن سلبریتی ها به شبکه‌های فارسی‌زبان معاند و تشدید فعالیت‌های ضد فرهنگی آن‌ها
۱۴.تجربه تورم بالای ۵۰ درصد
۱۵.آمار بالای فوتی‌های کرونایی و داغ‌دیدگی مردم و بی‌مسئولیتی دولت
۱۶.تضعیف رسانه ملی به بهانه‌های گوناگون(مثل شعار نگ ما صداوسیمای ما در خاکسپاری شجریان)
۱۷. و …
۲۸ فروردین ماه ۱۴۰۲

بخش ۳
بی‌ثبات‌سازی؛
✍️ مرحله‌ی دوم انقلاب مخملی و براندازی، بی‌ثبات‌سازی است. در این مرحله نهادهای رسمی و قانونی کشور هدف تخریب و درگیر بحران مشروعیت می‌شوند.
در این مرحله از طریق افراد وابسته، مقاصد دشمن پیاده می‌شود. همان نسلی که ۱۵ تا ۲۰ سال به‌عنوان مخالف و دگراندیش در درون آن کشور تربیت و پرورش پیداکرده‌اند.(نیازی به اعزام نیروی دشمن خارجی نیست).
پس از تخریب و نامشروع سازی نهادهای رسمی و قانونی، نهادهای آلترناتیو معرفی می‌شوند. به‌عنوان‌مثال چه از لحاظ وجودی و چه عملکردی نهاد دین و نقش آن در سیاست زیر سؤال می‌رود. ولایت‌فقیه، شورای نگهبان، رسانه ملی، سپاه پاسداران، حوزه‌های علمیه، سازمان تبلیغات اسلامی، حجاب(دوگانه سازی از حجاب: اجباری/اختیاری) و امثال آن با شک و تردید و ابهام در دو بعد وجودی و کارکردی مواجه می‌شوند.
مصادیق بی‌ثبات‌سازی
۱.پیشنهاد برگزاری رفراندوم توسط حسن روحانی و همفکرانش به این معنا که نظام جمهوری اسلامی بیش از این کارآمد نیست و باید برود.
۲.اعتراضات و اغتشاشات و نافرمانی مدنی در دی‌ماه ۱۳۹۶ و شعارهای ساختارشکنانه علیه رهبری، نظام و …
۳.طرح موضوع «دنیای فردا دنیای گفتمان است نه دنیای موشک» توسط هاشمی رفسنجانی و تلاش برای تضعیف قدرت دفاعی کشور
۴.شوک بنزینی و تمسخر مردم توسط رئیس‌جمهور وقت موجب اغتشاشات آبان ماه ۱۳۹۸، واکنش به افزایش ۲۰۰ درصدی قیمت بنزین، مشکلات اقتصادی، شعارهای ساختارشکن علیه حجاب، رهبری و نظام شد.
۵.اغتشاشات شهریور ۱۴۰۱ توسط نسل تربیت‌شده در دهه‌ی ۹۰ تحت لوای سند ۲۰۳۰ و فضای مجازی که توسط رئیس‌جمهور وقت و اطرافیانش مدیریت می‌شد که پیامدهای زیر را در پی داشت: تلاش برای براندازی نظام، اغتشاش، شعارنویسی، شعارهای شبانه، روسری سوزی، گیسو بری، شهید کردن نیروهای امنیتی، کشته سازی، عمامه پرانی، تجمعات ضدانقلاب در خارج از کشور، حمله هکری و تحریم و …
۶.نهادهای آلترناتیو در خارج از کشور تقویت شدند و شکل گرفتند. طرح نظام پادشاهی مشروطه و نظام جمهوری دموکراتیک، تلویزیون ایران اینترنشنال به‌عنوان جایگزین رسانه ملی، شورای مدیریت گذار، حزب مشروطه ایران، جبهه دموکراتیک ایران، جبهه ملی ایران و …
۷.تلاش بی‌بی‌سی فارسی برای ارائه الگوی حکومت آینده ایران مدنظر مخالفان و براندازان( برگزاری سلسله نشست‌های صفحه ۲ با عنوان: گفتگو برای آینده ایران؛ مشخصه‌های حکومت پس از ج ا با طرح موضوعاتی مثل: اقتصاد، دولت رفاه، محیط‌زیست، آموزش‌وپرورش و ….
۸.بیانیه‌های زنجیره ای میرحسین موسوی و محمد خاتمی قبل از اغتشاشات ۱۴۰۱، در حین آن و پس‌ازآن و اصرار برای عبور از نظام
۳۱ فروردین‌ماه ۱۴۰۲
✍️ ادامه دارد

دیدگاهتان را بنویسید