صفحه اصلی > پست مهم و سیاسی و یادداشت : 💠 چشم‌انداز مذاکرات ایران و آمریکا/ از ساده به پیچیده و از تک‌موضوعی به چند موضوعی تا براندازی

💠 چشم‌انداز مذاکرات ایران و آمریکا/ از ساده به پیچیده و از تک‌موضوعی به چند موضوعی تا براندازی

💠 چشم‌انداز مذاکرات ایران و آمریکا

🔺از ساده به پیچیده و از تک‌موضوعی به چند موضوعی تا براندازی

📌 آشفتگی روانی و سیاسی آمریکایی‌ها و سه کشور اروپایی رمقی برای تداوم مذاکرات باقی نگذاشته است. می‌بایست به‌عنوان آخرین بار مذاکره با آمریکا برای همیشه به این وضعیت پایان داد و صنعت هسته‌ای را مثل صنعت نفت ملی اعلام کرد.

یادداشت تحلیلی/سعید عبدالملکی

✍️ روش‌شناسی آمریکا در مذاکرات در چهار دور مذاکره غیرمستقیم نشان می‌دهد که اساساً آنان در دور اول مذاکرات با احترام متقابل و حداقل خواسته‌ها وارد مذاکره شدند اما در دوره‌های بعدی تغییر موضع دادند و خواسته‌های دیگری را مطرح کردند که روند مذاکرات را با چالش و پیچیدگی مواجه کرده است.
به نظر می‌رسد آمریکایی‌ها در دور اول به دو منظور با انعطاف و تک‌موضوعی یعنی مذاکره برای کاهش غنی‌سازی و رفع یا کاهش تحریم‌ها و غیرمستقیم به مذاکرات وارد شدند تا اولاً ایران به تله مذاکراتی ورود کند و ثانیاً به لحاظ روانی سطح انتظارات افکار عمومی جامعه ایران را بالا ببرند که کاهش معنادار نرخ ارز یکی از مصادیق آن است.
به‌منظور ریشه‌یابی رفتار آمریکایی‌ها در دور اول مذاکرات که صرفاً بحث هسته‌ای و کاهش غنی‌سازی و غیرمستقیم در قبال کاهش یا رفع تحریم‌ها بود دو فرضیه زیر را می‌توان در نظر گرفت:
۱.آمریکایی‌ها با این خطای محاسباتی وارد مذاکره شدند که عامل اصلی اعتمادبه‌نفس ایران دانش و توان هسته‌ای و غنی‌سازی است و اگر موفق شوند به‌نوعی آن را از ایران بگیرند سازمان اعتمادبه‌نفس ایران فرومی‌ریزد و سایر گزینه‌ها مثل توان موشکی و پهپادی و محور مقاومت به‌راحتی واگذار می‌شود و لیبی سازی اتفاق می‌افتد. به‌عبارت‌دیگر؛ آمریکایی‌ها فکر می‌کردند با این نوع شروع می‌توانند مذاکرات را در راستای براندازی و به نفع خود به نتیجه برسانند.
۲.فرضیه دوم این است که ایران به قدرت بازدارندگی رسیده است لذا آمریکایی‌ها به لحاظ ذهنی و روانی ایران هسته‌ای را پذیرفته‌اند و مردم ایران نیز از جنبش زن، زندگی آزادی عبور کرده‌اند و با شرایط موجود مشکلی ندارند لذا گزینه حقوق بشر نیز کارآمدی خود را ازدست‌داده است و آمریکایی‌ها ناچارند صرفاً روی کاهش غنی‌سازی ایران مذاکره کنند.
🔻 سه ترمز مذاکراتی
در وضعیت کنونی ترمز مذاکره در سه حالت کشیده شده است که این سه ترمز می‌تواند مذاکرات را به تعطیلی و زوال بکشاند.
۱.پذیرفتن حق غنی‌سازی ایران حتی در حد ۳/۶۷ این حق را نیز برای کشورهای عرب منطقه خلیج‌فارس مثل عربستان و امارات ایجاد می‌کند تا آن‌ها نیز خواستار به رسمیت شناختن حق غنی‌سازی بومی برای خود شوند و پذیرفتن این امر برای آمریکا و غرب دشوار است.
۲.ترامپ بارها اعلام کرده است که به توافقی نیاز دارد که بیشتر از برجام برای آمریکا خاصیت داشته باشد و این به معنای ضرر بیشتر برای ایران است لذا ایران نمی‌تواند این موضوع را بپذیرد.
۳.سه کشور اروپایی آلمان، انگلیس و فرانسه با طرح موضوع «ماشه پلاس» و سهم خواهی مذاکراتی، یک ترمز ناگهانی بر مذاکرات کشیده‌اند.
لذا به سه دلیل فوق مذاکره با آمریکا به نتیجه نمی‌رسد.
بر اساس تجارب گذشته این وضعیت از قبل قابل پیش‌بینی بود به همین دلیل رهبر انقلاب بارها بر بی‌فایده بودن مذاکره با آمریکا هشدار داده‌اند و آن را عاقلانه، هوشمندانه و شرافتمندانه ندانسته‌اند اما متأسفانه دولت چهاردهم کشور را از مسیری که شهید رئیسی به‌درستی ریل‌گذاری کرده بودند وارد دَرّه مذاکراه با آمریکا کرده است که شروع یک دور باطل و زیان‌بار برای کشور است.
بااین‌وجود علیرغم اینکه به دلیل آشفتگی روانی و سیاسی آمریکایی‌ها و اروپا رمقی برای ادامه مذاکرات باقی نمانده است اما ایران همچنان می‌تواند به‌عنوان یک راهکار سیاسی به مذاکرات بر اساس مبنای دور اول یعنی کاهش غنی‌سازی در قبال لغو یا کاهش تحریم‌ها و به‌طور غیرمستقیم ادامه دهد.
اما این بهترین گزینه نیست. بهترین گزینه رویکرد انقلابی است و آن اینکه می‌بایست یک‌بار برای همیشه به دوگانه مذاکره عدم مذاکره پایان داد و مذاکره کنونی را به‌عنوان آخرین مذاکره با آمریکا دانست و صنعت هسته‌ای را مثل صنعت نفت ملی اعلام کرد.

باید در نظر داشت ریشه اصلی مشکلات اقتصادی کشور وابستگی به دلار آمریکا و عدم توزیع عادلانه ثروت در داخل کشور است و راهکار آن مذاکره با آمریکا نیست بلکه پیوستن به بریکس، باز توزیع ثروت و رفع ناکارآمدی‌های مدیریتی است.

https://eitaa.com/cheshmandazsaeid

@کمیته_عالی_رسانه_فجازی_ج_رزما

 

دیدگاهتان را بنویسید