صفحه اصلی > پست مهم و سیاسی و یادداشت : ۱۲ پرسش و پاسخ گروه سیاسی خبرگزاری فارس با دکتر سعید عبدالملکی،عضو شورای مرکزی@جمعیت_رزما، پیرامون دوقطبی سازی جریان نفوذ؛

۱۲ پرسش و پاسخ گروه سیاسی خبرگزاری فارس با دکتر سعید عبدالملکی،عضو شورای مرکزی@جمعیت_رزما، پیرامون دوقطبی سازی جریان نفوذ؛

سعید عبدالملکی:
استاد دانشگاه: دوقطبی‌سازی، مأموریت پروژه نفوذ در بزنگاه‌های حساس است
سعید عبدالملکی، استاد دانشگاه و کارشناس مسائل سیاسی، در گفت‌وگو با فارس به تشریح پشت پرده دوقطبی‌سازی و اختلاف‌افکنی برخی جریانات خاص در شرایط جنگی کشور پرداخت.
گروه سیاسی خبرگزاری فارس: در شرایطی که کشور با تهدیدهای خارجی و تحولات حساس منطقه‌ای روبه‌رو است، حفظ انسجام ملی بیش از هر زمان دیگری به یک ضرورت راهبردی تبدیل شده اما با این حال، برخی جریان‌های سیاسی با طرح مباحثی که جامعه را در برابر دو انتخاب متضاد قرار می‌دهد، به دوقطبی‌های سیاسی و اجتماعی دامن می‌زنند. منتقدان معتقدند این رویکرد، به‌جای کمک به حل مسائل کشور، افکار عمومی را به سمت شکاف‌های سیاسی سوق می‌دهد و می‌تواند بر وحدت ملی اثرگذار باشد.
در همین راستا، سعید عبدالملکی، استاد دانشگاه و کارشناس مسائل سیاسی، در گفت‌وگو با فارس، ابعاد و پیامدهای دوقطبی‌سازی در شرایط کنونی را از منظر خود تشریح کرده است.

۱۲پرسش و پاسخ در ادامه آمده است. 👇

سوال ۱
بخشی از این جریان پیاده نظام دشمن هستند
فارس: آیا این جریانات با طرح چنین مسائلی به دنبال دوقطبی‌سازی هستند؟ چرا در بزنگاه‌های حساس این مسائل مطرح می‌شود؟
عبدالملکی: به نظر می‌رسد اگر بخواهیم انگیزه‌های این جریان را بررسی کنیم، بتوان آن‌ها را به دو گروه تقسیم کرد. گروه اول ممکن است نفوذی باشند؛ یعنی به هر حال از سوی دشمنان ما مدیریت و هدایت شوند و مأموریتی داشته باشند که در بزنگاه‌ها، شرایط کشور را به نفع دشمن تغییر دهند. این همان پروژه نفوذ است و می‌توان بخشی از این افراد را در همین چارچوب بررسی کرد.
در شرایطی که کشور درگیر جنگ است، مردم پای کار آمده‌اند، انسجام ملی شکل گرفته و دشمنان ما توان دیدن این وضعیت را ندارند، این افراد ــ حالا هر عنوانی که برایشان به کار ببریم؛ پیاده‌نظام، مأمور یا نفوذی ــ تلاش می‌کنند آن چیزی را که به سود دشمن است در کشور ایجاد کنند؛ یعنی بر هم زدن انسجام اجتماعی، ایجاد دوقطبی‌سازی و اقداماتی از این دست. این یک دسته از انگیزه‌هاست.
اما دسته دوم، ممکن است جریانی باشند که به هر حال شکست خورده‌اند. این جریان در مسائل سیاسی و موضوعات حکمرانی و اداره کشور طی دو سال گذشته مسئولیت در اختیار داشت، اما به نتیجه نرسید، دستاوردی نداشت و شکست خورد.
از سوی دیگر، شرایط کشور نیز به گونه‌ای پیش رفته که به نفع آن‌ها نیست. به همین دلیل، چون خود را در حال مرگ سیاسی می‌بینند، دست‌وپا می‌زنند تا شرایط را به شکلی تغییر دهند که به سود خودشان باشد؛ در حالی که همه مسائل کشور اهمیت دارد.

سؤال ۲
هیچ کشور درگیر جنگ، رفراندوم برگزار نمی‌کند
فارس: آیا همه مسائل مهم کشور اساساً باید به رأی مستقیم مردم گذاشته شود یا برخی تصمیمات در چارچوب قانون اساسی بر عهده نهادهای حاکمیتی است؟
عبدالملکی: به هر حال ما قانون اساسی داریم، انتخابات برگزار کرده‌ایم و نهادهای بالادستی نیز وجود دارند که در رأس آن‌ها رهبری قرار دارد. اگر قرار باشد کسی بحث رفراندوم را مطرح کند، باید توجه داشته باشد که این کشور صاحب، قانون اساسی، رهبر و نهادهای حاکمیتی قانونی دارد و این مسائل باید در همان چارچوب دنبال شود.
ضمن اینکه اگر بحث رفراندوم را مطرح کنیم، همین تشییع امام شهید خود یک رفراندوم بود؛ ۴۳ میلیون نفر در آن حضور پیدا کردند. این از هر رفراندومی روشن‌تر است. همچنین تجمعات شبانه نیز به نوعی بیانگر نظر مردم بود. قرار نیست رفراندوم فقط با اعلام رسمی و برگزاری یک رأی‌گیری تحقق پیدا کند.
در شرایطی که کشور درگیر جنگ است، اساساً کدام کشور می‌آید رفراندوم برگزار کند؟ چنین درخواستی کاملاً غیرمنطقی، نامشروع و فراقانونی است و اساساً قابل توجه نیست.
اتفاقاً در شرایطی که کشور درگیر جنگ است، کسانی که چنین موضوعاتی را مطرح می‌کنند باید به‌عنوان مرتکبان جرایم جنگی مورد بازخواست قرار بگیرند، درباره آن‌ها اعمال قانون شود و حتی محاکمه شوند؛ چرا که امروز دشمن پشت دروازه‌های کشور قرار دارد، هر روز حملات موشکی و نظامی انجام می‌دهد و در چنین شرایطی هیچ حکومت عاقل و هیچ کشوری رفراندوم برگزار نمی‌کند.

سؤال ۳
هدف از طرح رفراندوم برهم زدن انسجام ملی است
فارس: آیا همه‌پرسی در شرایط فعلی به دوقطبی و تنش منجر نمی‌شود؟
عبدالملکی: به‌طور قطع همین‌طور است. شرایط امروز کشور عادی نیست که بخواهیم در آن رفراندوم برگزار کنیم. به نظر می‌رسد هدف اصلی مطرح‌کنندگان این بحث نیز همین باشد؛ یعنی طرح موضوع رفراندوم را به ابزاری برای برهم زدن فضای موجود تبدیل کنند. این بحث، به اعتقاد من، گمراه‌کننده است.
آن‌ها می‌خواهند به این شیوه انسجام ملی شکل‌گرفته را که حول اصول انقلاب اسلامی به وجود آمده است، تضعیف کنند. یکی از مشکلات این جریان نیز همین است که انسجام ملی امروز حول همان اصولی شکل گرفته که آن‌ها با آن موافق نیستند و به همین دلیل نمی‌توانند این وضعیت را بپذیرند.
در چنین شرایطی، طرح این‌گونه موضوعات به تنش‌های سیاسی و اجتماعی دامن می‌زند و زمینه سوءاستفاده دشمنان را فراهم می‌کند. این مسئله کاملاً قابل تشخیص است و نمی‌توان به سادگی از کنار آن عبور کرد.
به نظر من، طراحان چنین موضوعاتی باید از نظر حقوقی مورد پیگیری قرار بگیرند؛ زیرا در شرایط کنونی کشور، این مباحث قطعاً به تنش‌های اجتماعی دامن می‌زند و وحدت و اتحاد اجتماعی شکل‌گرفته را تضعیف می‌کند.

سؤال ۴
مطالبات انباشته امروز، نتیجه عملکرد دیروز دولت‌های اصلاحات ست
فارس: آیا اصلاح‌طلبان خودشان در زمانی که در قدرت بوده‌اند به رأی مردم احترام گذاشته‌اند؟
عبدالملکی: به هیچ وجه. اگر به دولت‌هایی که پس از جنگ تحمیلی روی کار آمده‌اند نگاه کنیم، حدود چهار دولت اصلاح‌طلب بر سر کار بوده‌اند و کارنامه آن‌ها مشخص است. به اعتقاد من، بخش قابل توجهی از مطالبات انباشته امروز، نتیجه عملکرد همان دولت‌هاست. این مطالبات در آن دوره‌ها باقی ماند و به امروز منتقل شد.
به باور من، آن‌ها در بسیاری از عرصه‌ها به مطالبات مردم رسیدگی نکردند و همان نگاه ارباب و رعیتی را که همیشه داشته‌اند، ادامه دادند. از نگاه آن‌ها، مردم بیشتر کارکرد ابزاری دارند. وقتی از مردم سخن می‌گویند، منظورشان جمع محدودی است که به دنبال مطالباتی هستند که آن‌ها از آن با عنوان ارزش‌های غربی یاد می‌کنند.
به اعتقاد من، حتی در دولت‌های خودشان نیز با همان افراد هم برخورد ابزاری داشتند و هر زمان که می‌خواستند کشور را به سمت آشوب و تنش ببرند، آن‌ها را به میدان می‌آوردند. همچنین مشکلات معیشتی، مسائل فرهنگی و آسیب‌های اجتماعی امروز را نیز ناشی از همان مطالبات انباشته و عملکرد آن دولت‌ها می‌دانم. از نگاه من، آن‌ها به جای پیگیری مطالبات مردم، بیشتر به دنبال فعالیت‌های اقتصادی، شرکت‌ها و هلدینگ‌های خود بودند و وعده‌هایی را که در انتخابات داده بودند، عملی نکردند.
آن‌ها شعارهایی مانند «نجات ایران» و «عدالت نهج‌البلاغه‌ای» را مطرح کردند، اما به اعتقاد من هیچ‌یک از این وعده‌ها محقق نشد. حتی شعار عدالت اجتماعی که آقای پزشکیان مطرح کرد نیز در عمل محقق نشده و امروز نه‌تنها وضعیت بهتر نشده، بلکه فقر و آسیب‌های اجتماعی افزایش یافته است. به باور من، اگر مجموع دوره‌های حضور این جریان در قوه مجریه را محاسبه کنیم، حدود ۲۶ سال اداره کشور در اختیار آن‌ها بوده است. اگر در این سال‌ها به اسناد بالادستی، قوانین و قانون اساسی عمل می‌شد، کشور به وضعیت کنونی نمی‌رسید.

سؤال ۵
طرح همه‌پرسی به دنبال بی‌اعتبارسازی نهادهای قانونی است
فارس: آیا ارجاع مکرر مسائل به همه‌پرسی می‌تواند جایگاه نهادهای قانونی را تضعیف کند؟
عبدالملکی: بله، صددرصد. به اعتقاد من، در شرایط فعلی اساساً همه‌پرسی موضوعیت ندارد و ابتدا باید مشخص شود قرار است درباره چه موضوعی برگزار شود. کشور دارای نهادهای قانونی است و این نهادها بر اساس قانون اساسی وظایف خود را انجام می‌دهند.
از نگاه من، کسانی که بحث همه‌پرسی را مطرح می‌کنند، در واقع به دنبال بی‌اعتبارسازی همین نهادهای قانونی هستند. وقتی همه‌پرسی جایگزین عملکرد نهادهای قانونی شود، این پیام را القا می‌کند که آن نهادها اعتبار و کارآمدی لازم را ندارند. برای نمونه، به اعتقاد من، حملاتی که امروز علیه صداوسیما صورت می‌گیرد، صرفاً یک مطالبه رسانه‌ای نیست، بلکه هدف آن بی‌اعتبارسازی این نهاد و زیر سؤال بردن مشروعیت آن است.
همان‌طور که امام شهید نیز اشاره کردند، مردم امکان تحلیل همه موضوعات تخصصی کشور را ندارند که درباره تمام آن‌ها همه‌پرسی برگزار شود. از این رو، برگزاری همه‌پرسی در چنین شرایطی، هم به بی‌اعتبار شدن نهادهای قانونی دامن می‌زند، هم می‌تواند زمینه بروز خطا را فراهم کند و هم جایگاه کشور را در عرصه بین‌المللی تضعیف کند.
به اعتقاد من، در شرایطی که کشور درگیر جنگ است و دست برتر را در میدان دارد، طرح چنین موضوعی می‌تواند در ابعاد مختلف به کشور آسیب وارد کند و تبعات سیاسی، اجتماعی و بین‌المللی به همراه داشته باشد.

سؤال ۶
همه‌پرسی زمینه‌ساز فشارهای بین‌المللی و آسیب به نظام حکمرانی می‌شود
فارس: به نظر شما آیا در شرایط فعلی کشور، برگزاری همه‌پرسی می‌تواند مشکلات را حل کند یا خود به مسئله‌ای جدید تبدیل خواهد شد؟
عبدالملکی: به اعتقاد من، قطعاً برگزاری همه‌پرسی در شرایط فعلی مشکلات را حل نمی‌کند، بلکه مسائل جدیدی نیز ایجاد خواهد کرد. این اقدام کشور را وارد فضای دیگری می‌کند؛ فضایی که در آن تنش‌های سیاسی افزایش می‌یابد، اختلافات اجتماعی شکل می‌گیرد و شرایط پیچیده‌تر از گذشته می‌شود.
در شرایطی که کشور درگیر جنگ است و به اعتقاد من دست برتر را در میدان دارد، برگزاری همه‌پرسی می‌تواند در ابعاد مختلف نظام حکمرانی را با مشکل مواجه کند. همچنین روابط بین‌المللی کشور نیز ممکن است با چالش‌های جدی روبه‌رو شود.
به باور من، وقتی در چنین شرایطی همه‌پرسی برگزار شود، این پیام به بیرون منتقل می‌شود که نظام سیاسی موجود با چالش مشروعیت مواجه است و همین مسئله می‌تواند جایگاه کشور را در عرصه بین‌المللی تضعیف کند. از نگاه من، چنین شرایطی ممکن است حتی به افزایش فشارهای بین‌المللی، از جمله صدور قطعنامه علیه کشور و نظام، منجر شود و تبعات سیاسی و حقوقی دیگری را نیز برای کشور به همراه داشته باشد.

سؤال ۷
طرح همه‌پرسی برای تغییر شرایط به نفع آمریکا است نه اهداف انتخاباتی
فارس: به نظر شما طرح چنین مباحثی از سوی چهره‌های سیاسی، بیشتر ناظر به حل مسائل کشور است یا اهداف سیاسی و انتخاباتی را دنبال می‌کند؟
عبدالملکی: به اعتقاد من، این موضوع کاملاً اهداف سیاسی دارد. در شرایط جنگی، طرح چنین مباحثی هیچ جایگاهی ندارد، اما با این حال برخی همچنان بر آن اصرار می‌کنند. به باور من، این اصرار ناشی از مسائل جناحی و سیاسی است؛ چراکه این جریان در اداره کشور شکست خورده، سرمایه اجتماعی خود را از دست داده و دیگر حرفی برای گفتن ندارد.
از سوی دیگر، به اعتقاد من، این جریان در جنگ ۱۲ روزه و حوادث پس از آن نیز نقشی نداشته و به همین دلیل تلاش می‌کند با ایجاد هیاهوی رسانه‌ای، برای خود دستاورد سیاسی و سرمایه انتخاباتی ایجاد کند و افکار عمومی را دوباره به سمت خود جلب کند.
به نظر من، این جریان دچار انسداد راهبردی شده و برای خروج از این بن‌بست، چنین موضوعاتی را مطرح می‌کند. اما این اقدامات تبعات سنگینی برای کشور به همراه دارد و می‌تواند به مردم، اقتصاد، آینده کشور و حتی موقعیت ایران در شرایط جنگی آسیب وارد کند و دست برتر کشور را تضعیف سازد.
به اعتقاد من، این موضوع نباید صرفاً به‌عنوان یک مطالبه سیاسی یا انتخاباتی نادیده گرفته شود، بلکه نهادهای نظارتی و قانونی باید آن را بررسی کنند. کشور دارای ساختار قانونی، رهبری، قوه قضائیه، قوه مقننه و سایر نهادهای مسئول است و تشخیص اینکه در این شرایط چه موضوعاتی باید مطرح شود، بر عهده همین نهادهاست، نه یک جریان سیاسی که بخواهد از شرایط موجود بهره‌برداری کند.
از نگاه من، این احتمال نیز وجود دارد که بخشی از این افراد در قالب پروژه نفوذ فعالیت کنند و در بزنگاه‌های حساس، برای تغییر شرایط به نفع غرب و آمریکا وارد میدان شوند. به همین دلیل، معتقدم این موضوع باید از سوی دستگاه قضایی مورد رسیدگی قرار گیرد.

سؤال ۸
سناریو دوگانه جنگ و صلح به دنبال تسلیم کشور است
فارس: در شرایطی که کشور درگیر جنگ است، منظور مطرح‌کنندگان همه‌پرسی از دوگانه جنگ و صلح چیست؟
عبدالملکی: به اعتقاد من، آن‌ها یک دوقطبی میان «جنگ» و «مذاکره یا تسلیم» ایجاد کرده‌اند و می‌گویند کسانی که در برابر آمریکا ایستاده‌اند، جنگ‌طلب هستند و خودشان طرفدار صلح و مذاکره‌اند. اما از نگاه من، پشت این دوگانه یک اتاق فکر و سناریوی مشخص قرار دارد و هدف نهایی آن، سوق دادن کشور به سمت تسلیم است. به باور من، این جریان از محرک‌های خارجی تأثیر می‌گیرد و در راستای اهداف آن‌ها حرکت می‌کند؛ زیرا آمریکا و رژیم صهیونیستی در دستیابی به اهداف خود ناکام مانده‌اند و اکنون تلاش می‌کنند از مسیر دیگری وارد شوند.
به اعتقاد من، چون آمریکا در میدان نظامی به نتیجه نرسیده، اکنون می‌خواهد ایران را به میز مذاکره بکشاند تا خواسته‌های خود را از مسیر دیپلماسی تحمیل کند. از نگاه من، این جریان نیز با فشار رسانه‌ای و سیاسی در همین مسیر حرکت می‌کند و می‌خواهد کشور را به سمت آنچه «مذاکره از موضع تسلیم» می‌داند، سوق دهد. به باور من، حتی توافق‌ها و تفاهم‌های گذشته نیز از سوی طرف مقابل نقض شده و اکنون این جریان تلاش می‌کند نظام را به پذیرش شرایطی فراتر از آن توافق‌ها وادارد.

سؤال ۹
خالقین پروژه جنگ و صلح یا شعور سیاسی ندارند یا در چارچوب پروژه نفوذاند
فارس: اگر ایران تسلیم شود، آیا رفتار آمریکا با ایران مانند کشورهای هم‌پیمان خود خواهد بود؟
عبدالملکی: به اعتقاد من، اختلاف ایران و آمریکا یک اختلاف بنیادی است و صرف تسلیم شدن، از نگاه آمریکا پایان ماجرا نخواهد بود. از دیدگاه من، تسلیم تنها گام نخست است و پس از آن، هدف نهایی آمریکا، فروپاشی و سپس تجزیه ایران خواهد بود. به همین دلیل، معتقدم کسانی که چنین مسیری را پیشنهاد می‌کنند، یا این چشم‌انداز را نمی‌بینند و شعور سیاسی ندارند یا در چارچوب پروژه نفوذ عمل می‌کنند.

سؤال ۱۰
مذاکره مسیر فریب برای تسلیم، فروپاشی و تجزیه است
فارس: اگر ایران پس از چند بار مذاکره بی حاصل دوباره به پای میز برگردد، نتیجه آن چه خواهد بود؟
عبدالملکی: به اعتقاد من، آمریکا در مذاکرات به دنبال آن است که ایران برنامه هسته‌ای خود را به‌طور کامل کنار بگذارد و توان موشکی‌اش را نیز از بین ببرد. از نگاه من، در چنین شرایطی کشور با مخاطرات جدی مواجه خواهد شد. از نگاه من، نمونه سوریه قابل توجه است. به اعتقاد من، ابتدا آن کشور تسلیم شد و سپس زیرساخت‌ها و توان نظامی آن از بین رفت تا حاکمان بعدی عملاً ابزار و توان مؤثری برای مقاومت یا تصمیم‌گیری مستقل نداشته باشند.
به باور من، میز مذاکره محلی برای امتیاز دادن آمریکا نیست، بلکه مسیری است که در نهایت به تسلیم، فروپاشی و تجزیه منتهی می‌شود. به اعتقاد من، آمریکا در ابتدا وعده‌هایی مطرح می‌کند و امتیازاتی را روی کاغذ نشان می‌دهد، اما در عمل حاضر به اعطای امتیاز واقعی نیست.
از نگاه من، سیاست آمریکا بر پایه نگاه برتر به خود شکل گرفته و به همین دلیل مذاکره را یک رابطه برابر نمی‌بیند؛ بلکه تلاش می‌کند بیشترین امتیاز ممکن را از طرف مقابل بگیرد، نه اینکه امتیازات متقابل ارائه دهد. به باور من، حتی اگر روند مذاکرات ادامه پیدا می‌کرد، این فرآیند به‌صورت مرحله‌ای تمدید می‌شد تا کشور در یک مسیر فرسایشی قرار گیرد و در نهایت به پذیرش خواسته‌های طرف مقابل برسد.
از نگاه من، هدف نهایی آمریکا صرفاً محدود به پرونده هسته‌ای نیست. به اعتقاد من، تسلیم گام نخست است، سپس تلاش برای تغییر نظام سیاسی و در نهایت تجزیه کشور دنبال می‌شود. به همین دلیل، معتقدم این پرسش باید مطرح شود که آمریکا در مذاکرات دقیقاً چه مطالباتی از ایران دارد و هدف نهایی آن چیست.

سؤال ۱۱
در صورت تسلیم فاجعه‌ای بدتر از افغانستان در انتظار ایران است
فارس: برخی معتقدند حتی اگر تغییراتی در ساختار سیاسی ایجاد شود، آمریکا صرفاً می‌خواهد دولتی همسو بر سر کار باشد. نظر شما چیست؟
عبدالملکی: به اعتقاد من، حتی اگر چنین تحلیلی را هم بپذیریم، نتیجه آن چیزی بهتر از تجربه کشورهایی مانند سوریه، لیبی، عراق یا افغانستان نخواهد بود. از نگاه من، اگر کشوری دچار آشوب و بی‌دولتی شود، با بحران‌های فراگیر روبه‌رو خواهد شد؛ نه دولت مقتدری خواهد داشت، نه نیروی نظامی مؤثر و نه توان مقاومت و دفاع.
به باور من، اگر تصور این باشد که با مذاکره می‌توان به توافقی حداقلی رسید و در مقابل، یک دولت همسو در کشور باقی بماند، باز هم نتیجه مطلوبی حاصل نخواهد شد؛ زیرا در چنین شرایطی، منابع کشور در اختیار دیگران قرار می‌گیرد و زیرساخت‌ها آسیب می‌بیند.
از نگاه من، عراق نمونه‌ای از این وضعیت است. به اعتقاد من، از سال ۲۰۰۳ تاکنون این کشور نتوانسته زیرساخت‌های خود را به شکل مطلوب بازسازی کند و همچنان در بسیاری از حوزه‌ها وابستگی جدی دارد. به همین دلیل، حتی اگر فرض کنیم سناریوی تجزیه هم رخ ندهد، باز هم نتیجه، شکل‌گیری دولتی ضعیف و وابسته خواهد بود.

سؤال ۱۲
اصلاحات جریانی که آمریکا برای پیشبرد اهداف خود به کار می‌گیرد
فارس: آیا آمریکا واقعاً چنین هدفی دارد یا اصلاح‌طلبان را بازی می‌دهد؟
عبدالملکی: به نظر من، حتی همان سناریوی خوش‌بینانه نیز تحقق پیدا نخواهد کرد. به اعتقاد من، آمریکا این جریان را صرفاً برای پیشبرد اهداف خود به کار می‌گیرد و در نهایت همان امتیازهای حداقلی را نیز به آن‌ها نخواهد داد.
به باور من، هدف نهایی آمریکا فراتر از ایجاد یک دولت ضعیف یا وابسته است و در نهایت به تجزیه ایران منتهی می‌شود. از نگاه من، حتی وضعیتی مشابه عراق یا افغانستان نیز برای آمریکا کافی نیست؛ زیرا معتقد است در ایران، به دلیل پیشینه تاریخی و ظرفیت‌های اجتماعی، امکان شکل‌گیری دوباره مقاومت وجود دارد.
به اعتقاد من، تفاوت ایران با کشورهایی مانند عراق، افغانستان و سوریه در روحیه تاریخی مقاومت مردم ایران است. از نگاه من، تجربه‌هایی مانند نهضت تنباکو، نهضت ملی شدن صنعت نفت، قیام ۱۵ خرداد، انقلاب اسلامی و دیگر رویدادهای تاریخی نشان می‌دهد که جامعه ایران دارای پیشینه‌ای از مقاومت در برابر سلطه خارجی است و همین ویژگی، ایران را از سایر کشورها متمایز می‌کند.
https://eitaa.com/DrSaeidAbdolmalaki4970

🆔️@کمیته_عالی_رسانه_فجازی_ج_رزما

دیدگاهتان را بنویسید